midnight

۲۹ مطلب توسط «دختری از دیار ی دور» ثبت شده است

https://instagram.fhel4-1.fna.fbcdn.net/vp/db68e8775b8937fc56186a68f2cfe726/5BDDF719/t51.2885-15/sh0.08/e35/c5.0.1070.1070/s640x640/28156904_324809538041519_995268609678770176_n.jpg


خانواده اسمورل مذهب کاتولیک داشته و افراد با ایمانی بودند انها زندگی خود را در خانه جدید شروع کردند همه چیز عادی بود تا  این که اتفاقات عجیب شروع شد.
تلوزیون خود به خود اتش گرفت صدا های عجیب از حمام باعث شد جک خود را  به انجا برساند تمام سینک حمام خط خطی شده بود خانواده اسمورل سگی در خانه نگه داری می کردند  اما امکان نداشت سگ بتواند این عمل را انجام دهد این پایان کار نبود این خطوط در  دیوار های چوبی انبار خانه هم دیده شد اما باز جدی گرفته نشد.

تا این که در سال 1975 سحر دختر بزرگ خانواده جسمی با چهره ایی وحشتناک را در اطراف اتاق خواب خود می بیند که در حال پرواز است این اتفاق چندین و چند شب رخ می دهد فعالیت های ماورا الطبیعه در خانه افزایش یافته و هر بار سینک های حمام تعویض می شد باز علامت چنگ ها روی ان دیده می شد هر شب صدای پا جسمی در راه پله باعث رعب و وحشت خانواده اسمورل می شد مبلمان انها خود به خود جا به جا می شد و گمان می رفت بر روی صندلی فردی نشسته است پس از گذشت زمان کم کم انها بوی بدی را در خانه احساس می کردند خانه بصورت عجیبی سرد شده بود و صدا های ترسناک شنیده می شد.

در ماه فوریه 1985 جانت در حال شستن لباس در زیر زمین خانه بود که جسمی عجیب را می بیند که به او حمله ور می شود این شروع موج جدیدی از اتفاقات خشن تر بود چند روز بعد پنکه سقفی خانه بر روی شانون سقوط می کند اما او از چنگال مرگ فرار می کند.

در سال 1986  جک و جانت سراغ دو نفر از معروف ترین کارشناسان ماورا الطبیعه ان زمان رفتندند اد و لورن وارن به همراه کاراگاهان پلیس و چند تن از روانشناسان ان زمان شروع به تحقیق بر سر مسائل ان خانه کردند بر اساس اطلاعات،وارن توانایی دیدن شیاطین را داشته که نوعی موهبت الهی بود (چشم برزخ) پس از چند روز وارن وجود 4 جن را در خانه خانواده اسمورل تایید کرد.
وارن برای ازار اجنه نوار های مذهبی در سر تا سر خانه پخش می کرد و پروردگار را عبادت می کرد این باعث اتفاقات وحشتناک شد آینه ها می لرزید کمد ها تکان می خورد صدا هایی ترسناک به گوش می خورد فحاشی هایی که اکثرا  خطاب به وارن بود میدادند



چند شب بد جک اسمورل مورد حمله جن قرار گرفت که به گفته خودش به شکل زن جوان با چشم های قرمز و لثه سبز بود جانت همه او را دید که شبیه سایه بود این باعث شد اد و لورن وارن از واتیکان در خواست کمک کنند اسقف در محل حاضر شد انها شروع به اخراج شیاطین از خانه کردند که این عمل باعث شد جنی به شکل خوک بر روی دو پا بود وارد جسم جانت شود (بعد از خروج جن جانت چهره ان را تفسیر کرد) وارن به کمک اسقف توانستند جانت را از شیطان خلاص کنند مدتی خانواده اسمورل از دست شیاطین خلاص شدند اما پایدار نماند و انها در سال 1986 از خانه شیطانی نقل مکان کردند واتیکان  تا سال 1988 به جن گیری در این خانه ادامه داد که در اخر اعلام کردند توانسته اند شیاطین را از این خانه خارج کنند اما صحت و سقم ان مشخص نیست در اخر خانواده اسمورل داستان زندگی خود را در کتابی به نام(خالی از سکنه)به چاپ رساندند.

https://instagram.fgyd4-1.fna.fbcdn.net/vp/f9e12349f99542a817defe7bf1ac0859/5BB5A724/t51.2885-15/s640x640/sh0.08/e35/c5.0.1070.1070/28153061_1574480735921903_3396237555291652096_n.jpg


محتوای اصلی کار، پسر کوچکی است که همراه با یک عروسک ترسناک مقابل دری شیشه‌ای ایستاده است. این اثر که در سال ۱۹۷۲ به تصویر کشیده شده، در ابتدا توسط بازیگر هالیوودی «جان مارلی» (John Marley)، خریداری شد. این نقاشی درست قبل از آنکه در e-Bay برای فروش گذاشته شود، توسط زوجی کالیفرنیایی خریداری شد، این زوج بعدها ادعا کردند که شخصیت‌های حاضر در این نقاشی شب هنگام از بوم خارج شده و در گوشه و کنار خانه گردش می‌کردند.

حتی گفته شده که پسر بچه‌ی حاضر در این نقاشی به اتاقی که تابلو در آن آویزان بوده وارد شده است و همه‌ی کسانی که در آنجا حضور داشتند، احساس بیماری و ضعف کردند. بزرگ‌ترها ادعا کردند که گاهی اوقات دستانی را حس کردند که آن‌ها را لمس می‌کرده  و گروهی مدعی بودند جریانی از هوای گرم را احساس کردند، گویی که در مقابل فری روشن ایستاده باشند.
حتی کسانی هم که به صورت آنلاین به این تصویر نگاه کرده‌اند، گفته‌اند که با نگاه کردن به این تابلو حسی ناخوشایند مملو از ترس و آشفتگی را تجربه نموده‌اند. حتی یکی از آن‌ها ادعا کرده که  چاپگر جدید آن‌ها که همیشه به خوبی کار می‌کند، هنگام پرینت گرفتن از تصویر این تابلو از کار می‌افتد و هیچگاه از این تابلو پرینت نمی‌گیرد.

این تابلو در نهایت توسط یک گالری هنری در «گرنت رپیدز» (Grant Rapids) خریداری شد. وقتی صاحب گالری با نقاش این اثر صحبت کرد، او عمیقا از این که اثر هنری او تا این حد در زمینه‌ی مسائل ماورالطبیعه در مرکز توجه قرار گرفته، شگفت‌زده شد. هر چند او گفت دو نفر از کسانی که این تابلو را در حالت اورجینال تماشا کردند، ظرف یک سال از دنیا رفته‌اند

186





کارمن وینستد ۱۷ سالش بود که پدر و مادرش تصمیم گرفتن به ایندیانا نقل مکان کنن. پدرش شغلش رو از دست داده بود و تنها راه واسه پیدا کردن یه کار جدید این بود که به کشور دیگه ای نقل مکان کنه. ولی این مسئله برای کارمن مشکل ساز بود. اون باید از تمام دوستاش خداحافظی میکرد و به مدرسه ی جدیدی میرفت.

برای کارمن سخت بود که بخواد دوستای جدیدی پیدا کنه. وسطای سال تحصیلی بود و بچه های مدرسه علاقه ای به دوست شدن باهاش نداشتن. کارمن مدت طولانی ای تنها بود. از این کلاس به اون کلاس میرفت و با کسی حرف نمیزد. بالاخره پنج تا دختر شروع به صحبت باهاش کردن و کارمن با اونا میچرخید. فک میکرد این دخترا دوستاشن، اما زیاد طول نکشید که فهمید اونا همش پشت سرش حرف میزنن و شایعه میسازن.

وقتی کارمن خواست با دوستاش در این باره صحبت کنه، اونا شروع به کردن به آزار و اذیت. اوایل فقط تا حدی بود که به اسمای خجالت آور صداش میکردن، ولی هر روز بدتر و بدتر میشد. یه روز کارمن کتاباشو توی کلاس گذاشت و برای زنگ تفریح خارج شد. وقتی برگشت و کتابشو باز کرد، یکی با ماژیک توش یه عالمه کلمه های ناجور نوشته بود. یه روز وقتی کیفشو باز کرد، توش ماست ریخته بودن. بعضی وقتا هم کمدشو به هم میریختن. اما بدتر از همه وقتی بود که کتشو پوشید و توی جیباش ادرار سگ پیدا کرد.

بعد از مدتی، کارمن دیگه نمیتونست این اذیت و آزارا رو تحمل کنه. تصمیم گرفت بعد از مدرسه بمونه و برای معلمش همه ی اتفاقا رو تعریف کنه. متاسفانه، خیلی دیر تصمیم گرفته بود و دیگه نمیتونست جون خودشو نجات بده.

بعد از ناهار، معلم به بچه ها گفت که میخواد توضیح بده موقع آتیش گرفتن جایی چیکار باید بکنیم. وقتی زنگ خطر رو زدن، بچه ها همه از کلاس خارج شدن و به حیاط رفتن. وقتی معلم داشت توضیح میداد، اون پنج تا دختر فک کردن که الان بهترین فرصته که آبروی کارمن رو جلوی همه ببرن و تصمیم گرفتن اونو داخل چاه فاضلاب بندازن. دخترا به سمت کارمن بیچاره رفتن و دورش حلقه زدن. بعد اونو به سمت چاه فاضلاب هل دادن.

دخترا کارمنو هل دادن و پای کارمن لیز خورد و با کله توی سوراخ افتاد. دخترا وقتی دیدن کارمن افتاد پایین حسابی خندیدن. وقتی بقیه اسم کارمنو صدا زدن، دخترا داد زدن:« اون توی فاضلابه!»

با این حرف، بقیه هم شروع کردن بخندن. ولی وقتا معلما از توی سوراخ پایین رو نگاه کردن و بدن کارمن رو دیدن، خنده ها همه قطع شد. کارمن پایین بین کثافتا و ادرار افتاده بود و سرش به طور عجیبی پیچیده بود و صورتش هم خونی بود. بدتر از اون، تکون نمیخورد.

معلما هیچ کاری نمیتونستن برای کارمن بکنن. اون مرده بود. وقتی پلیسا اومدن و رفتن توی فاضلاب، فهمیدن کارمن گردنشو شکسته بود. وقتی داشت میفتاد پایین، صورتش محکم به نردبون خورده بود و کنده شده بود. وقتیم با کله افتاد زمین گردنش شکست.

پلیسا بدن کارمن رو بیرون آوردن و به مرده شور خونه فرستادن. همه باید بعد از مدرسه میموندن تا پلیسا از همکلاسی های کارمن سؤال کنن. وقتی نوبت اون پنج تا دختر رسید، اونا به دروغ گفتن که شاهد بودن کارمن افتاد پایین. پلیسا هم حرفشونو باور کردن و مرگ کارمن رو یه تصادف اعلام کردن. همه فک میکردن این آخرین باریه که راجب کارمن میشنون، اما اشتباه میکردن.

چند ماه بعد، همکلاسی های کارمن ایمیلای عجیبی دریافت میکردن. عنوان ایمیلا « اونا هلش دادن» بود و نوشته بود که کارمن از اون بالا تصادفی پایین نیفتاد بود، بلکه هلش دادن و افراد گناهکار باید خودشونو به خاطر جرمشون به پلیس معرفی کنن. وگرنه اتفاقات وحشتناکی میفته. اکثرا فک میکردن ایمیلا یه شوخین و محل نمیدادن. ولی بقیه خیلی مطمئن نبودن.

چند روز بعد، یکی از دخترایی که کارمن رو هل داده بود داشت حموم میکرد که صدای خنده های وحشتناکی رو شنید. به نظر میومد صدا از چاه فاضلاب میومد. دختر از ترس از حموم بیرون اومد. شب، به مادرش شب بخیر گفت و رفت تا بخوابه.

پنج ساعت بعد، مادر دختر بخاطر صدای بلندی که تو خونه پیچید از خواب بیدار شد. رفت به اتاق دخترش ولی اتاق خالی بود. هیچ اثری از دختر نبود. مادر نگران شد و به پلیس زنگ زد. پلیسا اومدن و همه جای خونه رو گشتن، تا بالاخره باقی مونده های دختر رو پیدا کردن.

جنازه ی دختر توی فاضلاب افتاده بود و از کثافت و ادرار پوشیده شده بود. گردنش شکسته و صورتش کنده شده بود. هر روز، دخترایی که کارمن رو هل داده بودن دونه به دونه میمردن. همه شون دقیقا به یک صورت و دقیقا تو یه مکان. توی فاضلاب، همون جایی که کارمن بیچاره مرده بود.

ولی قتل ها همون جا تموم نشد. یه عالمه از همکلاسی های کارمن هم کشته شدن. اینطور که به نظر میاد، هر کی که باور نکرده بود کارمنو هل دادن کشته میشد. توی فاضلاب، با گردن شکسته و صورت کنده شده.

میگن روح کارمن هنوز در خشمه و هر کی رو که داستانشو باور نکنه، میکشه. بر اساس افسانه، کارمن پیداتون میکنه. حالا چه از توالت باشه، چه موقع حموم کردن، از سینک یا چاه فاضلاب. وقتی میخوابین، توی فاضلاب بیدار میشین. همه جا تاریکه، نمیتونین حرکت کنین و صدای خنده های وحشتناک کارمن رو میشنوین. بعد، وقتی شما از وحشت جیغ میکشین، کارمن میاد و صورتتون رو میکنه.

پس حواستون باشه کی رو آزار میدین. چون ممکنه شما هم به نفرین کارمن وینستد دچار شین.

دستم کنده شد تا نوشتمش.....

 







“بختک هم از جمله موجودات نامرئی برای انسان است که توسط خداوند آفریده شده است این موجود می تواند بعضی از انسان ها را مورد حمله و تهاجم قرار داده و از نفس یا روح او تغذیه کرده ، به تدریج او را تضعیف نماید. معمولا” افرادی که دارای نیرو یا افکار منفی و اخلاق ناپسند و زشت هستند ، یا از ناراحتی شدید خانوادگی رنج می برند ، و کسانی که به هر دلیل دچار اختلال روحی و افسردگی شده اند ، بیشتر گرفتار بختک می شوند.”

این قسمتهائی از کتاب دانستنی ها و داستانهایی در باره ی جن نوشته آقای علی باقری می باشد که بختک را تعریف می کند


فلج خواب(sleep paralysis) به حالت ناتوانی درانجام حرکات ارادی حین خواب اطلاق می شـود.فلج خواب یـک تـجربـه ی دلــهره آور و هراس انگیزمی بـاشد. فـلـج خـواب اغـلب اوقات هنگام بیدارشـدن از خـواب و یـا در مـوارد نـادر در لحظه ی بهخـواب رفتن رخ میدهد. فلج خواب از چند ثانیه تاچـند دقیـقه بـه طـول می انجامد. 25 تا 30 درصدجـمعیت کشـور حـداقل یکبار در طول زندگی خوداخـتـلال فلج خـواب را تـجـربه کرده اند. فلج خواب میتواند در هر سنی روی دهد.

به طور یقین می توان گفت ؛ که فلج خواب در اثر ناهنجاری مغزی ایجاد می شود که در آن مکانیسمهای عصبی، در زمانی نامناسب فعال شده اند.
خواب چنین افرادی به جای آنکه با امواج آهسته مغزی ( آلفا) آغاز شود مستقیما وارد مرحله عمیق می شود و این بدین معناست که فرد مبتلا به فلج خواب، خواب سبک یا به اصطلاح چرت زدن را تجربه نمی کند.

 فلج خواب یک اختلال ژنتیکی است و تقریبا کلیه افراد مبتلا دارای ماده ویژه ای در خون به نام HLA-DR2  هستند. در ضمن فلج خواب هیچ عارضه جسمی ایجاد نکرده و با اضطراب و استرس تشدید می شود.لازم به ذکر است عارضه مذکوربا داروهایی از قبیل ایمی پیرامین و آمفتامینها به طور موفقیت آمیزی درمان می شود

در طی خواب در مرحلهٔ حرکات سریع چشم (REM)، یعنی مرحله‌ای که فرد خواب (رویا) می‌بیند، مغز انتقال پیام‌های عصبی به سوی عضلات اسکلتی (به استثنای عضله دیافراگم و عضلات چشم) را متوقف می‌سازد، تا انسان رویاهای خود را برون ریزی نکند (یعنی مثلا وقتی در خواب می‌بیند می‌دوید، از رختخواب بلند نشوید و شروع به دویدن نکنید).

هنگامی که شما قصد دارید از خواب بیدار شوید، مغز مجدداً کنترل عضلات را به دست می‌گیرد. اما گاهی اوقات، قبل از اینکه مغز کنترل عضلات اسکلتی را به دست گیرد و عضلات از حالت فلج بودن خارج گردند، انسان هوشیاری خود را باز می‌یابید که نتیجهٔ آن احساس ترس آور فلج بودن بدن خواهد بود.

نقطهٔ مقابل این عارضه زمانی است که برخی افراد هنگام دیدن رویا، دست‌ها و پاهای خود را تکان می‌دهند و یا در موارد شدید تر دچار خوابگردی(راه رفتن در حین خواب) می‌شوند


https://instagram.fevn1-2.fna.fbcdn.net/vp/19716f7b4b37404585b3ea5b2e2f3b21/5B92F0E3/t51.2885-15/s640x640/sh0.08/e35/c5.0.1070.1070/29401899_184734248986638_5441637136405102592_n.jpg


کشف جسد نوزاد متولد شده در شب خاکسپاری این زن توسط متصدیان امور خاکسپاری صورت گرفت که تاثیرات روانی عمیقی بر کارکنان گذاشت مالک این موسسه خاکسپاری به خبرنگاران گفت: «ما بسیار شوکه شدیم. به قدری ترسیدیم که حتی به جنسیت نوزاد توجهی نکردیم. من بیش از ۲۰ سال است که در این زمینه کار می‌کنم و تاکنون نشنیده‌ام که یک زن مرده زایمان کند.

این زن به گفته خویشاوندانش در ماه نهم بارداری به طور ناگهانی و در اثر قطع شدن نفسش فوت شد مادر این زن می‌گوید: مرگ دخترم برای من بسیار دردناک است اما از شنیدن خبر زایمان در تابوت بسیار شوکه هستم. آیا نوزاد زنده به دنیا آمده و در این چند روز جان باخته یا به طور کلی مرده به دنیا آمده؟ فکر کردن به این مساله برای من بسیار ناخوشایند است.

زایمان پس از مرگ که زایمان تابوتی (Coffin birth)نامیده می‎شود پدیده‌ای است که در آن جنین پس از مرگ مادر از رحم او خارج می‌شود. این اتفاق در مادر باردار مرده به دلیل افزایش فشار گاز داخل شکمی رخ می‌دهد به طور معمول پس از مرگ انسان باکتری‌هایی که در بدن او به صورت طبیعی وجود دارند در حفره شکمی شروع به فعالیت در جهت تجزیه بدن می‌کنند که این مساله با تولید گاز در داخل معده و روده همراه است. این گازها می‌توانند به رحم فشار وارد کنند و جنین را به سمت خارج هل دهند تفاوت این پدیده با زایمان طبیعی این است که در زایمان طبیعی انقباظات رحمی سبب خروج نوزاد از بدن مادر می‌شود، اما در حالتی که مادر جان باخته فشار گازهای شکمی سبب خروج جنین یا نوزاد از دهانه واژن می‌شود البته این اتفاق در جهان بسیار نادر است و به ندرت چنین خبری منتشر می شود

https://instagram.fhel4-1.fna.fbcdn.net/vp/2cb040bfa773765d0d9c35b4a3d762af/5BE00F88/t51.2885-15/sh0.08/e35/c69.0.941.941/s640x640/23279871_704750916402098_7228930958513143808_n.jpg


یکی از عکس های پر بازدید در دارک وب

تعدادی قاتل روانی به صورت ناشناخته وارد منزل یک خانواده در برزیل میشوند و مادر و پدرو سلاخی میکنن بعدش پوست صورت مادر رو روی صورت بچه گذاشته و از وی عکس میگیرند

از سرنوشت کودک ناپدید شده اطلاعی در دسترس نیست و پلیس هیچ مدرکی برای این قتل فجیع پیدا نکرده است.

عکس ۲

پدوفیل داخل یکی از وبسایت های دیپ وب هستش

در این ویدئو دختر بچه مورد تجا وز و آزار و اذیت جنسی و جسمی قرار میگیره

اول ویدئو دختر بچه و مجبور میکنن که با خانوادش حرف بزنه و خداحافظی کنه چون دیگه نمیبیننش

ویدئو دارای صحنه های بسیار خشن هستش که برای هرکسی تحملش سخته

این ویدئو با دانلود چندصدهزارتایی جزو پر دانلودترین ویدئوهای دیپ وب هستش

قیمت این ویدئو برای دانلود صد دلار بوده

این دختر خردسال توسط اف بی آی شناسایی شد ولی هرگز نه خودش و نه جسدش پیدا نشد