midnight

186





کارمن وینستد ۱۷ سالش بود که پدر و مادرش تصمیم گرفتن به ایندیانا نقل مکان کنن. پدرش شغلش رو از دست داده بود و تنها راه واسه پیدا کردن یه کار جدید این بود که به کشور دیگه ای نقل مکان کنه. ولی این مسئله برای کارمن مشکل ساز بود. اون باید از تمام دوستاش خداحافظی میکرد و به مدرسه ی جدیدی میرفت.

برای کارمن سخت بود که بخواد دوستای جدیدی پیدا کنه. وسطای سال تحصیلی بود و بچه های مدرسه علاقه ای به دوست شدن باهاش نداشتن. کارمن مدت طولانی ای تنها بود. از این کلاس به اون کلاس میرفت و با کسی حرف نمیزد. بالاخره پنج تا دختر شروع به صحبت باهاش کردن و کارمن با اونا میچرخید. فک میکرد این دخترا دوستاشن، اما زیاد طول نکشید که فهمید اونا همش پشت سرش حرف میزنن و شایعه میسازن.

وقتی کارمن خواست با دوستاش در این باره صحبت کنه، اونا شروع به کردن به آزار و اذیت. اوایل فقط تا حدی بود که به اسمای خجالت آور صداش میکردن، ولی هر روز بدتر و بدتر میشد. یه روز کارمن کتاباشو توی کلاس گذاشت و برای زنگ تفریح خارج شد. وقتی برگشت و کتابشو باز کرد، یکی با ماژیک توش یه عالمه کلمه های ناجور نوشته بود. یه روز وقتی کیفشو باز کرد، توش ماست ریخته بودن. بعضی وقتا هم کمدشو به هم میریختن. اما بدتر از همه وقتی بود که کتشو پوشید و توی جیباش ادرار سگ پیدا کرد.

بعد از مدتی، کارمن دیگه نمیتونست این اذیت و آزارا رو تحمل کنه. تصمیم گرفت بعد از مدرسه بمونه و برای معلمش همه ی اتفاقا رو تعریف کنه. متاسفانه، خیلی دیر تصمیم گرفته بود و دیگه نمیتونست جون خودشو نجات بده.

بعد از ناهار، معلم به بچه ها گفت که میخواد توضیح بده موقع آتیش گرفتن جایی چیکار باید بکنیم. وقتی زنگ خطر رو زدن، بچه ها همه از کلاس خارج شدن و به حیاط رفتن. وقتی معلم داشت توضیح میداد، اون پنج تا دختر فک کردن که الان بهترین فرصته که آبروی کارمن رو جلوی همه ببرن و تصمیم گرفتن اونو داخل چاه فاضلاب بندازن. دخترا به سمت کارمن بیچاره رفتن و دورش حلقه زدن. بعد اونو به سمت چاه فاضلاب هل دادن.

دخترا کارمنو هل دادن و پای کارمن لیز خورد و با کله توی سوراخ افتاد. دخترا وقتی دیدن کارمن افتاد پایین حسابی خندیدن. وقتی بقیه اسم کارمنو صدا زدن، دخترا داد زدن:« اون توی فاضلابه!»

با این حرف، بقیه هم شروع کردن بخندن. ولی وقتا معلما از توی سوراخ پایین رو نگاه کردن و بدن کارمن رو دیدن، خنده ها همه قطع شد. کارمن پایین بین کثافتا و ادرار افتاده بود و سرش به طور عجیبی پیچیده بود و صورتش هم خونی بود. بدتر از اون، تکون نمیخورد.

معلما هیچ کاری نمیتونستن برای کارمن بکنن. اون مرده بود. وقتی پلیسا اومدن و رفتن توی فاضلاب، فهمیدن کارمن گردنشو شکسته بود. وقتی داشت میفتاد پایین، صورتش محکم به نردبون خورده بود و کنده شده بود. وقتیم با کله افتاد زمین گردنش شکست.

پلیسا بدن کارمن رو بیرون آوردن و به مرده شور خونه فرستادن. همه باید بعد از مدرسه میموندن تا پلیسا از همکلاسی های کارمن سؤال کنن. وقتی نوبت اون پنج تا دختر رسید، اونا به دروغ گفتن که شاهد بودن کارمن افتاد پایین. پلیسا هم حرفشونو باور کردن و مرگ کارمن رو یه تصادف اعلام کردن. همه فک میکردن این آخرین باریه که راجب کارمن میشنون، اما اشتباه میکردن.

چند ماه بعد، همکلاسی های کارمن ایمیلای عجیبی دریافت میکردن. عنوان ایمیلا « اونا هلش دادن» بود و نوشته بود که کارمن از اون بالا تصادفی پایین نیفتاد بود، بلکه هلش دادن و افراد گناهکار باید خودشونو به خاطر جرمشون به پلیس معرفی کنن. وگرنه اتفاقات وحشتناکی میفته. اکثرا فک میکردن ایمیلا یه شوخین و محل نمیدادن. ولی بقیه خیلی مطمئن نبودن.

چند روز بعد، یکی از دخترایی که کارمن رو هل داده بود داشت حموم میکرد که صدای خنده های وحشتناکی رو شنید. به نظر میومد صدا از چاه فاضلاب میومد. دختر از ترس از حموم بیرون اومد. شب، به مادرش شب بخیر گفت و رفت تا بخوابه.

پنج ساعت بعد، مادر دختر بخاطر صدای بلندی که تو خونه پیچید از خواب بیدار شد. رفت به اتاق دخترش ولی اتاق خالی بود. هیچ اثری از دختر نبود. مادر نگران شد و به پلیس زنگ زد. پلیسا اومدن و همه جای خونه رو گشتن، تا بالاخره باقی مونده های دختر رو پیدا کردن.

جنازه ی دختر توی فاضلاب افتاده بود و از کثافت و ادرار پوشیده شده بود. گردنش شکسته و صورتش کنده شده بود. هر روز، دخترایی که کارمن رو هل داده بودن دونه به دونه میمردن. همه شون دقیقا به یک صورت و دقیقا تو یه مکان. توی فاضلاب، همون جایی که کارمن بیچاره مرده بود.

ولی قتل ها همون جا تموم نشد. یه عالمه از همکلاسی های کارمن هم کشته شدن. اینطور که به نظر میاد، هر کی که باور نکرده بود کارمنو هل دادن کشته میشد. توی فاضلاب، با گردن شکسته و صورت کنده شده.

میگن روح کارمن هنوز در خشمه و هر کی رو که داستانشو باور نکنه، میکشه. بر اساس افسانه، کارمن پیداتون میکنه. حالا چه از توالت باشه، چه موقع حموم کردن، از سینک یا چاه فاضلاب. وقتی میخوابین، توی فاضلاب بیدار میشین. همه جا تاریکه، نمیتونین حرکت کنین و صدای خنده های وحشتناک کارمن رو میشنوین. بعد، وقتی شما از وحشت جیغ میکشین، کارمن میاد و صورتتون رو میکنه.

پس حواستون باشه کی رو آزار میدین. چون ممکنه شما هم به نفرین کارمن وینستد دچار شین.

دستم کنده شد تا نوشتمش.....

 





  • دختری از دیار ی دور

نظرات  (۲)

0_0
حقشونه
پاسخ:
👌😅دقیقا من جای روحه دارم لذت میبرم
  • دنیای کامپیوتر ...
  • به من ترس منتقل نکنید.
    .
    .
    .
    من هنوز 14 سالمه! آرزو دارم...
    پاسخ:
    خخخخخخخ

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">